سفارش تبلیغ
صبا ویژن
خلق، نانخور خدایند . لذا محبوب ترینِ خلق نزد خدا، کسی است که به نانخوران خدا سودی رساند وخانواده ای را شادمان کند . [.رسول خدا صلی الله علیه و آله]
دوست داشتن
مدیرکل اموربازرگانی و بازاریابی معاونت صنایع ‌دستی سازمان میراث‌ فرهنگی، صنایع‌ دستی و گردشگری کشور از برگزاری نمایشگاه بین‌المللی صنایع ‌دستی در تهران خبر داد.
 فارس: احمد بالان گفت: این نمایشگاه 20خردادماه (10 ژوئن) امسال همزمان با روز جهانی صنایع‌ دستی در محل نمایشگاه‌های دائمی تهران برگزارخواهد شد.

وی با اشاره به برگزاری این نمایشگاه در سال گذشته اظهار داشت: نمایشگاه بین‌المللی صنایع‌ دستی سال گذشته نیز در مصلای تهران و با شرکت 15 کشور جهان برگزار شد که پیش‌بینی می‌کنیم امسال تعداد کشورهای شرکت‌کننده افزایش یابد.

مدیرکل اموربازرگانی و بازاریابی معاونت صنایع ‌دستی سازمان میراث‌ فرهنگی، صنایع‌ دستی و گردشگری کشور گفت: در نمایشگاه سال گذشته 800 غرفه صنایع‌ دستی برپا شد و 15 کشور دنیا جدید‌ترین محصولات صنایع‌ دستی خود را به نمایش گذاشتند.

بالان همچنین به برگزاری نمایشگاه‌های صنایع ‌دستی داخلی اشاره کرد و افزود: در سال گذشته 22 نمایشگاه داخلی در استان‌های مختلف کشور برگزار شد.

وی افزود: استان‌ها و شهرستان‌های مختلف کشور نیز به مناسبت‌های مختلف اقدام به برگزاری نمایشگاه‌های صنایع ‌دستی کرده‌اند.

مدیرکل اموربازرگانی و بازاریابی معاونت صنایع ‌دستی سازمان میراث‌ فرهنگی، صنایع‌ دستی و گردشگری کشور اظهار داشت: سال گذشته 805 نفر از هنرمندان صنایع ‌دستی کشور در نمایشگاه‌های بین‌المللی در کشورهای مختلف دنیا حضور پیدا کردند.

کلمات کلیدی: نمایشگاه صنایع دستی


نوشته شده توسط Lمهرداد 91/3/16:: 11:56 صبح     |     () نظر

مروارید


از زمان های گذشته تا امروز، استفاده از زیورآلات به همراه گوهرهای قیمتی و نیمه قیمتی مورد توجه بوده است. علاوه بر گوهر هایی نظیر الماس، زمردو یاقوت که کانی هایی هستند که از معادن استخراج می شوند، می توان به گوهر دیگریاشاره نمود که در اعماق اقیانوس ها رشد کرده و بدون نیاز به تراش و صیقل از زیباییمنحصر به فردی برخوردار است. 

 

مروارید از عجایب طبیعت بوده و در فرهنگ های متفاوت از ارزش مالی و معنوی بسیاری بهره مند است. مروارید توسط جانور نرم تنی تولید می شود که ما آن را صدف می نامیم. در حقیقت هنگامی که جسم خارجی وارد صدف می شود، صدف به منظور دفع آن، موادی ترشح کرده که از جمع شدن این مواد مروارید تشکیل می شود.

امروزه مروارید های طبیعی به دلیل شکار بی رویه صدف بسیار کمیاب بوده و در نتیجه بسیار ارزشمند هستند. از این رو انسان به منظور حفظ ارزش و قدمت این گوهر زیبا اقدام به پرورش مروارید کرده است. امروزه بسیاری از مروارید های موجود در بازار های جهانی، مروارید های پرورشی بوده که در واقع انسان به نوعی در رشد آن دخالت داشته است و در نتیجه از قیمت پایینتری نسبت به نمونه طبیعی خود برخوردار است.


امروزه حدود 8 هزار گونه متفاوت صدف شناسایی شده که فقط 20 گونه از آنها می توانند مروارید پرورش دهند.

مروارید از مواد Nacre که توسط جانور نرم تن (صدف) ترشح می شود تشکیل شده است. مواد Nacre از Aragonite (کربنات کلسیم) و Conchiolin (مواد پروتئینی) تشکیل شده است.
انواع مختلف مروارید:

1) مروارید های طبیعی: این مروارید ها بدون دخالت انسان به صورت طبیعی رشد کرده و به وجود می آیند که امروزه به دلیل آلودگی آب اقیانوس ها و صید بیش از حد صدف ها، کمیاب بوده و در نتیجه بسیار گرانبها هستند. این دسته از مروارید ها تقریباً به طور کامل از Nacre درست شده است.

2) مروارید های پرورشی: مروارید هایی هستند که انسان به نحوی در رشد و پرورش آنها دخالت دارد و بر خلاف مروارید های طبیعی تنها از یک لایه خارجی Nacre درست شده اند و هسته مرکزی آن از جنس کفه سخت صدف می باشد. از آنجایی که این دسته از مروارید ها با کمک انسان درست شده اند تماماً از جنس Nacre نبوده و زمان بسیار کوتاه تری صرف تولید و پرورش آن ها توسط صدف شده است، در نتیجه از قیمت های بسیار کمتری نسبت به مروارید های طبیعی برخوردار هستند.


مروارید های پرورشی به دو گروه مهم تقسیم می شوند که عبارتند از:

• مروارید های پرورشی آب شور که در اقیانوس ها به وجود می آیند.

• مروارید های پرورشی آب شیرین که در رودخانه ها، سد ها و مرداب ها رشد می کنند.

مروارید های آب شور خود به سه دسته تقسیم می شوند که عبارتند از:

• مروارید های پرورشی Akoya که اندازه ای به قطر 2 تا 11 میلیمتر را دارا هستند.

• مروارید های پرورشی تاهیتی که اندازه ای به قطر 8 تا 14 میلیمتر را دارا هستند.

• مروارید های پرورشی دریای جنوب که اندازه ای به قطر 2 تا 18 میلیمتر را دارا
هستند.
مروارید های آب شیرین هم به سه دسته تقسیم می شوند:

• مروارید های پرورشی آب شیرین چین

• مروارید های پرورشی آب شیرین ژاپن

• مروارید های پرورشی آمریکا و کشورهای دیگر

مروارید های پرورشی آب شیرین می توانند اندازه ای به قطر 4 تا 11 میلیمتر را دارا باشند.

عوامل تأثیر گذار در کیفیت و قیمت مروارید ها

مروارید ها چه از نوع طبیعی و چه از نوع پرورشی می توانند، همانند سنگ های رنگی به رنگ ها و کیفیت های مختلفی در بازار های جهانی یافت شوند که تأثیر بسزایی در قیمت آن ها دارد. 7 فاکتور بر بهای مروارید ها تأثیر گذارند که عبارتند از:

1) اندازه: مروارید های بزرگتر نسبت به مروارید های کوچکتر از قیمت بیشتری برخوردار هستند.

2) شکل: مروارید ها می توانند به اشکال متفاوتی تشکیل شوند ولی مروارید های گرد و غلطان از اشکال دیگر گرانبها تر هستند.

3) رنگ: به دلیل آنکه مرواریدها توسط گونه های مختلفی از صدف ها تشکیل شده و محل پرورششان متفاوت است، دارای رنگ های مختلفی هستند. برای مثال مروارید های Akoya با رنگ سفید و هاله صورتی و یا مروارید تاهیتی با رنگ بادمجانی از نمونه رنگ های گرانبهای مروارید های پرورشی هستند.

4) جلا: اگر مرواریدی از کیفیت و ضخامت Nacre خوبی برخوردار باشد جلای آن مروارید هم افزایش می یابد.

5) کیفیت سطحی مروارید: هر چه سطح مروارید عاری از مشکلات سطحی باشد از کیفیت بهتری هم بهره مند بوده و در نتیجه از جلای بهتری برخوردار خواهد بود.

6) کیفیت و ضخامت Nacre: کیفیت و ضخامت Nacre باعث افزایش جلا، استحکام و زیبایی مروارید می شود.

7) هماهنگی: در مروارید های رشته ای باید از نظر اندازه، رنگ و جلا یک هماهنگی و هارمونی خوبی وجود داشته باشد.

قابل ذکر است که مروارید های پرورشی بر حسب میلیمتر و مروارید های طبیعی بر حسب Grain اندازه گیری می شوند. یک قیراط برابر4Grain می باشد.

مروارید و روش های گوناگون بهسازی آنها

همانطورکه گفته شد، مروارید ها توسط گونه های مختلف صدف تشکیل و رشد می نمایند و می توانند از نظر شکل، رنگ و کیفیت متفاوت باشند. مروارید ها از نظر رنگی به روش های متفاوتی رنگزدایی شده و یا رنگ می شوند تا هاله متفاوت رنگی آنها از بین رفته و همرنگ شوند.

از روش های متفاوت بهینه سازی رنگ در مروارید ها می توان به رنگ کردن آنها توسط مواد آلی و شیمیایی (Dyeing)، تغییر رنگ آنها توسط پرتوافکنی (Irradiation)، رنگ زدایی (هاله های رنگی مروارید ها توسط مواد شیمایی رنگ بر (Bleaching)) و یا پوشاندن سطحی مروارید ها با مواد رنگی (Coating) اشاره نمود.

توجه داشته باشید که امروزه با پیشرفت علم در صنعت جواهرات به ویژه در صنعت رشد، تولید و بهینه سازی مروارید ها از دانش تخصصی بهره گرفته و تشخیص 7 فاکتور تأثیر گذار در قیمت مروارید ها و شناسایی و جداسازی مروارید های طبیعی از نمونه های پرورشی و بدلی و مروارید های آب شور از آب شیرین و یا نمونه بهسازی شده آنها، مستلزم بهره مندی از تخصص و دانش روز و دستگاه های مخصوص آزمایشگاهی بوده و اشتباه در کارشناسی می تواند از نظر مالی بسیار حایز اهمیت باشد.

یاد آور می شویم که قبل از خرید از صحت ادعای ارائه شده از طرف فروشنده اطمینان حاصل نمایید. چون در کشورهای خارجی به علت مشکل بودن تشخیص نوع و کیفیت مروارید ها بدون وسایل تخصصی گوهرشناسی کاری غیر ممکن است و معمولاً مروارید های ارائه شده در مغازه ها و نمایشگاه ها از کیفیت اعلام شده برخوردار نبوده و در نتیجه شما مبلغ بیشتری نسبت به ارزش واقعی مروارید می پردازید.

روش های مراقبت از مروارید ها:

مروارید ها از سختی پایینی برخوردار بوده و به همین دلیل باید در نگه داری آنها دقت نمود تا از برخورد آنها با اجسام سخت تر جلوگیری شود. به همین علت لازم است که آنها را با جواهرات دیگر در یک مکان نگه داری ننمایید.

مروارید ها متخلخل بوده و موادی همانند چربی، اسید و حتی عرق بدن را به خود جذب می کنند. به خاطر داشته باشید که مروارید ها نباید با مواد آرایشی, عطر، اسپری مو و حتی عرق بدن تماسی داشته باشند چون باعث تغییر رنگ مروارید و یا حتی فاسد شدن آنها شود. بهتر است بعد از هر بار مصرف آنها را با دستمال نرم تمیز کرده و آنها را به تنهایی در جای خود قرار دهید.

از شستشوی مروارید ها با مواد شوینده، قرار دادن آنها در معرض بخار و درون دستگاه Ultra Sonic جداً خودداری نمایید چون این عمل برای آنها نامناسب و مضر می باشد.

ما بین مروارید هایی که به صورت رشته می باشند باید حتماً گره هایی وجود داشته باشد تا از سایش مروارید ها به یکدیگر جلوگیری شود به همین علت رشته های مروارید های طبیعی و پرورشی با کیفیت خوب دارای گره هایی مابین مروارید ها هستند.

تولد مروارید و ترکیب شیمیائی آن
چنانچه می دانیم مروارید حاصل یک پدیده غیرعادی یا یک تصادف و در حقیقت محصولی است از طبع ملون طبیعت .
یک ماهی را مجسم کنید که برای جستجوی غذا ازکنار نرم تنی عبور میکند و چون چیزی نمی یابد با حرکت باله های خود به سوئی دیگر می رود . حرکات ماهی باعث ایجاد ابری از ماسه های بسیار کوچک در بستر دریا می شود و بدینگونه چند دانه ماسه راه نفوذی خودرا به بدن نرم تن می یابند . جانورکه نمی تواند خودرا از شراین مزاحمین خلاص کند (البته بعضیها رامجدداً به خارج دفع می کند) شروع به ترشح ماده ای از غدد اپیتلیال (Epithelial) به دور آنها می نماید.
عواملی مانند حرکات بستر دریا ، طوفان در سطح آب یا ورود سیلابها به دریا که جریانات شدیدی بوجود می آورند ، نشست زمین ، خزه ها و حیوانات کوچک آرامش را در اعماق دریا به هم زده و شرایط مناسب جهت تشکیل هسته مروارید بوجود می آورند .
پیله کرمهائی ازگونه cestodes خود را به گوشت نرم تن متصل می نماید که میتواند بعدها به مروارید تبدیل شود.
برای تشکیل مروارید ، لارو باید توسط سلولهای اپیتلیال که میتوانند ماده مرواریدی را ترشح کنند محاصره شود . هنوز مشخص نشده که چرا بعضی از لاروها به مروارید تبدیل می شوند و بعضی دیگر نمی شوند اما این احتمال وجود دارد که لارو هنگام نفوذ به درون صدف ، تعدادی از سلولهای اپیتلیال را با خود به درون قشر داخلی برده کیسه جنینی را تشکیل دهد. همین نظم در مورد نفوذ دانه های ماسه یا سایر مواد به درون صدفها وجوددارد . گاهی نیز وجود کیست در بدن جانور باعث ایجاد مروارید می شود.
ترکیب شیمیائی مروارید برحسب منشا تشکیل آن می تواند متغییر باشد . در موارد بخصوص مقدار مواد آلی موجود در آب دریا متغییر است که البته درصد تغییر ، جزئی و نتایج عنوان شده تا حدودی دقیق میباشد .
کربنات کلسیم =  آراگونیت 72/91%                                     مواد آلی = کانچیولین 94/5%
آب = 23/2%                                               سایرموارد = 11/0%
کانچولین واژه ای است یونانی به معنی (صدف) واز همان ریشه ((کانچولوژی)) (conchology) به مفهوم دانش مطالعه صدف گرفته شده. اگر مرواریدی را از وسط به دونیمه بشکنیم و مقطع انرا با میکروسکوپ الکترونی مطالعه کنیم ، بلورهای زیادی از آراگونیت در لایه های بسیار نازک خواهیم دید که بی شباهت به مقطع تنه یک درخت و دایره های رشد آن نیست.

رنگ مروارید:
اصولا در ایجاد رنگ مروارید چهارعامل اصلی را میتوان مسئول دانست :
1_ وجود کانی نمک در آب دریا ، که بستگی به نوع خاکستر دریا دارد . چنانچه فلز اهن رنگ قهوه ای ، آزوریت (Azurite) رنگ آبی و اسمیتسونیت (smithsonite) رنگ خاکستری به مروارید میدهند . مروارید های کرم یا حتی طلائی رنگ ، اغلب درصد بزرگی از کربنات منیزیوم با اکسید آهن و آلومینیوم دارند. مروارید های سفید درصد ناچیزی کربنات منیزیم داشته وتقریبا فاقد اکسید آهن یا آلومینیوم میباشند.
2_ درصد شوری آب در رنگ موثر است . در آبهای بسیار شور رنگ مروارید ها همیشه کرم میباشد .
3_ اگرمقدار پلانکتون موجود در آب زیاد باشد مروارید ها زمینه ای ازسبز روشن خواهند داشت مانند مرواریدهای استرالیائی.
4_ حرارت آب دریا نیز باعث افزایش سرعت اعمال متابولیسم دربدن حیوان شده و لایه های کربنات کلسیم ضخیم تر میگردد و به این جهت بدون توجه به رنگ ، شدت درخشش کاهش یافته و مروارید به صورت نیمه مات دیده می شود.
بطورکلی باید گفت که رنگ مروارید می تواند همه نوع زمینه رنگین ازسفیدپاک تاسیاه راشامل شود . مروارید سیاه رنگ به علت عدم زمینه رنگی دیگری تشکیل می شود . دوعامل اصلی ایجادرنگ عبارتند از:
1_ تاثیر نورمحیط برسطح مروارید و تغییراتی که در آن بوجود می آید .
2_ عوامل رنگزا که در بستر دریا وجوددارند.
دلائل ایجاد بعضی از رنگها به قرار زیر است :
صورتی : به دلیل تداخل پرتوهای نور در لایه های درونی.
سفید ، نقره ای: در نتایج بازتاب نوراز لایه های درونی.
زرد ، ارغوانی مایل به زرد وسیاه : به دلیل وجود عوامل رنگزا در آلبومین بستر مروارید پرور.
گوناگونی ونقائص در شکل مروارید :
عوامل موثر در تغییر شکل مروارید عبارتند از :
1_ چسبندگی ، دانه مرواریدی کوچک درهنگام رشد به مرواریدی بزرگتر می چسبد و کیسه مروارید در اطراف هردو به ترشح مواد مرواریدی ادامه می دهد.
2_ هنگامیکه مروارید به درشتی و وزن مشخصی می رسد درکیسه جنینی ته نشین می شود ، درون عضله یا ارگانی جای میگیرد وفشاری مداوم به اطراف وارد می سازد . چون ماده مرواریدی به صورت مایع ترشح می شود فشار وارده توسط مروارید باعث خواهد شد که ترشح ورسوبگذاری به طوریکنواخت انجام نشود .
3_ گاهی اتفاق می افتد که ترشح ماده آلی همزمان با تولید کربنات کلسیم صورت گرفته باعث تجزیه شیمیائی آن می شود و تاولهای داخلی بوجود می آیند .
4_ حرارت و مقدارنمک موجود در آب نیز عواملی هستند که میتوانند در ترشح منظم مواد مرواریدی در درون کیسه جنینی موثر باشند .
چنانچه این چهارعامل اصلی موجود باشند مرواریدهائی با اشکال گوناگون بوجود می آیند.
دوام واستحکام مروارید ها:
نگین ساخته شده از مرجان سختی 5/4 ومروارید 5/3 را دارا می باشند .مروارید علیرغم سختی کم حتی اگر برروی کف سیمانی بیفتد به آسانی شکسته یا خراب نمی شوند زیرا بلورهای کربنات کلسیم سمنت شده یا ماده ژلاتینی کانچیولین ، قشری حفاظتی به دورآن ایجاد میکند. این قشر از شدت تاثیر ضربه می کاهد و هرچقدر لایه ((نکر)) ضخیم تر باشد خاصیت حفاظتی آن نیز بیشتر خواهد بود . لازم به یادآوری است که خراشهای سطحی را نیز می توان با صیقل دادن از بین برد.



نوشته شده توسط Lمهرداد 90/12/23:: 9:59 عصر     |     () نظر

گبه بافی در استان بوشهر

شاخص‌ترین محصول صنایع دستی استان بوشهر نوعی فرش بنام گبه‌است. در استان بوشهر بافندگان به دو قشر تقسیم می‌شوند. یک عده بافندگانی هستند که مواد اولیه را به سرمایه خوشان تهیه می‌کنند و می‌فروشند که از وضعیت اقتصادی خوبی برخوردارند. قشر دیگر به صورت دستمزدی کار می‌کنند و مواد اولیه را از سایر منابع تحویل می‌گیرند.

سابقه تاریخی گبه بافی در استان بوشهر  سابقه تاریخی: در هر جاکه دام وجود داشته‌است، انسان به کاربرد پشم گوسفند پی برده و بعدها بافت گبه و گلیم درهمان مناطق معمول شده‌است، روستای شول قدمت دیرینه در گبه بافی دارد. بعد از آن سرمک، رود فاریاب، ده کهنه و غیره

مشخصات یک گبه مرغوب

 

  • دار محکم باشد.
  • چله کشی به خوبی انجام شده باشد.
  • گره باید محکم زده شود.
  • شانه به خوبی زده شود.
  • نخی را که بعد از گره زدن می‌بافند، به اصطلاح زنجیری، که درروستای شول به آن تپ کو می‌گویند به خوبی بافته شود و روی آن شانه زده شود.

نقوش و رنگهای گبه در استان بوشهر  

 

در این منطقه طرح‌ها بیشتر الهام گرفته از طبیعت است که در محل زندگی آنان وجود دارد، مانند نقش بز، پرنده و درخت که در قالی و گبه‌ها دیده می‌شود. ممکن است به صورت طرح بندی باشد، یعنی یک قطعه از طرح در سر تا سر فرش چه در طول چه در عرض تکرار شده باشد. طرح هندسی هم در بافته‌ها یشان دیده می‌شود گبه‌های این مناطق صادراتی هستند و برای کشورهای اروپایی سفارش می‌گیرند. گبــه‌های امروزی با استفاده از طـرح‌ها و نقش‌های که به بافندگان داده می‌شود آماده می‌شود و طرح‌ها اصالت دیرین را ندارند. در گذشته همه گبه‌ها به رنگ خود پشم بافته می‌شد و رنگ دیگری نداشت.

نقش‌های گبه در روستای شول  

 

  • نقش دو لوزی سماور
  • نقش وسط چنگ
  • ماه و آفتاب
  • نقش حسین خانی
  • نقش کنگره‌ای
  • چنگ
  • قلیونی (محل اتصال دو لوزی را قلیونی می‌گویند)
  • نقش چنار
  • بغل خوسی
  • نقش ساده شده حیوان مانند نقش آهو که به آن شکال می‌گویند.

نقش‌های موجود در روستای کلمه  


 

مدیر عامل شرکت تعاونی قاب گستر لیان  09179135174



نوشته شده توسط Lمهرداد 90/12/21:: 9:58 صبح     |     () نظر

تاریخچه هنر قلمزنی روی چرم

مرور آثار، علائم، نوشته ها و کتیبه های دوران گذشته تاریخ ایران و نقوشی که در آثار باستانی دیده میشود نشان دهنده این است که ایرانیان قدیم از چرم برای کفش و افزارهای جنبی و لوازم
دیگر استفاده می کردند. از ابتدای قرن چهارم تا قرن نهم و دهم فصل نوینی در هنر کتاب سازی گشوده شد و چند نوع جلد تزئینی ابداع گردید که اهم آنها جلدهای سوخت یا (سوخته) و معرق بوده است.


 در زمانهای دور هنر نوشتن روی چرم وجود داشته است و شاید نتوان بطور دقیق قدمت این رشته را بیان کرد روزگاری که هنوز کاغذ در اختیار انسان نبوده افرادی بودند که مطالب را روی چرم می نگاشتند و به نسلهای بعد به یادگار می گذاشتند نمونه بارز آن آیات قرآنی است که در صدر اسلام جهت ماندگاری بیشتر بر روی چرم نوشته شده است لذا می توان گفت که هنر قلمزنی روی چرم یکی از قدیمیترین و جذابترین رشته از رشته های صنایع دستی بوده که متاسفانه به دلایلی به مرور زمان منسوخ و از بین رفته است

 

 اهمیت تولیدات چرمی در بین صنایع دستی تا حدودی مربوط به ساختمان فیزیکی آن می باشد، زیرا چرم ماده ای است که در طی جریان دباغی می توان آن را مانند مخمل، نرم کرد و یا با حرارت شدید فرمهای گوناگون به آن داد.


مراحل آماده سازی چرم شامل خیساندن یا مرحله شستشو در حوضچه های مخصوص، مرحله مو زدایی یا آهک زنی، مرحله آهک زدایی ، مرحله لش زدایی ، تمیز کردن رخ پوست، مرحله آنزیم دادن، دباغی کردن، آبگیری، تراش، ورقه کردن، جور کردن و قلمزنی روی چرم می باشد.
چرم به دلیل قابلیت و خصوصیات آن با تکنیک های متعددی کار می شود از جمله:

1- قالب گیری
2- بافت و دوخت
3- حکاکی و قلمزنی روی چرم
4- نقاشی روی چرم
5- سوخت و معرق چوب
6- گلدوزی روی چرم
7- باتیک روی چرم

امروزه نیز معدود هنرمندان قلمزن روی چرم ضمن احیاء این رشته فاخر، تابلوهای نفیس و ارزشمندی تولید و در اختیار هنردوستان عزیز قرار می دهند کاربردهای این آثار به فراخور سلایق متنوع اشخاص متفاوت می باشد  ازجمله: اهدا به عنوان یادبود و کادو  در مناسبتهای گوناگون – استفاده برای تزئین داخلی منازل شخصی و ادارات – اهداء به عنوان جایزه و یادبود در سازمانهای خصوصی و ادارات دولتی و ...


- حکاکی روی چرم از نظر اصول کار و تکنیک، تشابه زیادی به قلمزنی روی فلز دارد. این تکنیک شاید در خارج از کشور رواج بیشتری داشته باشد اما سابقه تاریخی آن بر روی جلدهای ایرانی هر چند با موتیف های محدودتر، کاملاً مشهود است. برجستگی ها و فرورفتگی های منقوش روی چرم به وسیله قلم های فولادی بر روی آن حک می شود.
- از ابتدای قرن چهارم تا قرن نهم و دهم فصل نوینی در هنر کتاب سازی گشوده شد و چند نوع جلد تزئینی ابداع گردید که اهم آنها جلدهای سوخت یا (سوخته) و معرق بوده است. در روش ساخت جلد سوخت نقوش گل و مرغ یا تصاویر حیوانات را با طلا و نقره می پوشانند و نقوش را بصورت برجسته با همان رنگ اصلی چرم بیرون می آورند

 

فرایند کار :

برای آشنائی علاقمندان محترم خلاصه ای از فرایندکار بشرح ذیل به عرض می رسد :

برای شروع کار ابتدا نمونه خط در اندازه مناسب طبق سلیقه یا به سفارش تهیه و بر حسب اندازه خط، چرم مناسب و با کیفیت اکثرا از نوع چرم گاوی (پادوش یا پیه دار) برش داده ، بعد از صافکاری و روغن دهی ، خط بر روی چرم منتقل نموده و با قلمهای مخصوص دور تا دور خط را با دست قلمزنی کرده ، پس از آن مرحله پرداخت و آرایش را انجام میدهیم ، در خاتمه با نوعی لاک مخصوص روی اثر را لاک زده بعد از قاب گیری خدمت هنردوستان گرامی عرضه می گردد.


 
                                          مدیر عامل تعاونی قاب گستر لیان مهرداد باشی


نوشته شده توسط Lمهرداد 90/12/20:: 10:10 عصر     |     () نظر
  • اطلاعاتی درباره ساز نی انبان
  • شناختی از ساز نی انبان

    این ساز در واقع دوزله است کمی بزرگتر از دوزله معمولی (و گاه با هفت سوراخ) که انتهای قمیش دار آن به کیسه ای به نام «انبان» الصاق و دقیقاً «هواگیری» شده است که از این نقطه الصاق هوا خارج و داخل نشود، در نزدیکی محل الصاق دوزله لوله دیگری به طول نامعین خارج شده (محل خروج این لوله نیز به دقت هواگیری شده) که نوازنده آن را به دهام می گذارد و از این طریق کیسه را پر باد می کند و در نتیجه فشاربازو آرنج بر روی کیسه که هنگام نواختن آن را زیر بغل گرفته است؛ هوا را به داخل لوله دوزله می فرستند و با انگشتان خود سوراخها را باز و بسته می کند.

    “سه گاه و شور”در نی انبان اسکاتلندی

    آیا میتوان در نواحی کوهستانی (HighLand) اسکاتلند سه گاه را شنید؟ البته که می شود! بد نیست بدانیم که نی انبان های کوهستانهای اسکاتلند گامهایی را به گوش می رسانند که میکروتونال بوده و فواصل بعضی از آنها دقیقاً منطبق بر دستگاههای خودمان می باشد.

    نگاهی کلی به سازشناسی نی انبان:

    نی انبان سازی بادی است که در ساده ترین شکل خود از قسمتهای زیر تشکیل شده است:
    1- Blow Pipe یا لوله دمیدنی
    2- Chanter یا لوله صوتی
    3- Bag یا انبان
    در این ساز هوا از طریق لوله دمیدنی وارد انبان شده بدون آنکه برگشتی به خارج از آن داشته باشد. سپس با فشار بازوان نوازنده به انبان هوای لوله صوتی مرتعش شده و نوازنده قادر به نواختن ساز می گردد.
    نی انبان از نظر رده بندی جزء سازهای بادی زبانه دار ترکیبی می باشد.
    در نی انبان های مدرن علاوه بر بخشهای موجود، می توان لوله های واخوان را مشاهده نمود(Drone). این لوله ها، تامین کننده صداهای پدال بوده که یکنواخت و ممتد به گوش می رسند. لوله های واخوان دارای زبانه (Reed) بوده و طول های مختلف دارند. بعنوان مثال در نی انبان نواحی کوهستانی اسکاتلند می توان لوله های واخوان باس و تنور را مشاهده نمود. لوله صوتی (Chanter) به دو شکل متفاوت مشاهده می شود: استوانه ای مانند کلارینت با انتهای مخروطی شکل خود و با یک زبانه یا مخروطی مانند ابوآ با زبانه دوبل.
    لوله های واخوان نیز استوانه ای زبانه دار بوده و از چند تکه ساخته شده اند تا بتوان آنها را کوک نمود.
    نی انبان های نواحی کوهستانی اسکاتلند:
    در اسکاتلند چهارگونه نی انبان مشاهده میگردد:
    1- نی انبان های نواحی مرتفع و کوهستانی
    2- نی انبان های نواحی پست
    3- نی انبان های کوچک Northumbrian
    4- نی انبان های ایرلندی Hybrid union
    نی انبان کوهستانی اسکاتلند تا قرن 16 در موسیقی نظامی کاربرد داشته است. در این ساز، انبان از جنس پوست گوسفند بوده که به آن سه لوله واخوان، یک لوله صوتی و یک لوله دمیدنی وصل شده است. دو عدد از لوله های واخوان یک اکتاو بم تر از نت A لوله صوتی بوده درحالیکه لوله واخوان بلندتر دو اکتاو بم تر از نت A می باشد . لوله صوتی از نوع مخروطی بوده و دارای هشت سوراخ می باشد.
    ساختار فواصل در نی انبان های نواحی کوهستانی اسکاتلند:
    فواصل موجود در لوله صوتی نی انبان توالی زیر را نشان می دهند که در فاصله نهم بزرگ می گنجند:
    G A B C# -D E F# -G A (علامت منفی نشاندهنده کمتر بودن فاصله است)
    با اینحال تعدادی از این فواصل در توالی 12 نیم پرده (در هر سیستم کوک که فرض شود) نگنجیده و به حالت میکروتن در آمده اند. بعضی از انواع نی انبان در فاصله نهم بزرگ خود چندین گونه گام را به نمایش می گذارند. یکی از این گام ها دارای توالی زیر است :
    با انتقال A به C داریم : (الگوی شماره 1)
    رفتار مدال در این ساختار براساس مدهای ائولین، دورین و میکسولیدین صورت میگیرد. در این ساختار می توان فواصلی مانند C-Ep-G را مشاهده نمود.(p و sعلامت سری وکرن می باشند.)
    در مد دورین، درجه دوم گام یعنی D تونیک بوده (منطبق بر شور D ) درحالیکه در مد ائولین، نت A و در مد میکسولیدین، نت G تونیک می باشد (منطبق بر شور G ).
    سه گاه در واقع در مد ایونین می گنجد (با تونیک C) که تاکید بر روی درجه سوم این مد به عنوان نت شاهد رخ می دهد. مدهای دیگر مثلاً دورین (منطبق بر شور D ) در این گام دارای ساختاری به شکل زیر می باشند:
    D Ep F G Ap Bb C D
    در ساختار شماره 1 با سیستم سه گاهی مواجه هستیم که دارای چهارم و پنجم درست می باشد. احتمال این که این فواصل از دوران قرون وسطی برجا مانده باشند زیاد است. فرض دیگری حاکی است که تئوری فواصل مساوی سوراخها در سازهای بادی رومی یا تسلط اعراب به اسپانیا چنین سیستمی را به ارمغان آورده است. همچنین در حین جنگهای صلیبی، خصوصیات موسیقی شرقی به اروپا راه یافت. به هر حال این شباهت ساختاری در فواصل نشان از نوعی ارتباط فرهنگی و فهم مشترک موسیقایی ملل مختلف دارد.

    اولین سوالی که برای هر فردی ممکن است طرح شود این است که تاریخ نی انبان چیست ؟ نی انبان از کجا به کجا آورده شده است ؟ آیا روز اول نی انبان همراه مشک بوده یا یک دوره را طی کرده است تا مشک به آن افزوده شده است ؟ تاریخ نی انبان علیرغم گستردگی آن در سراسر جهان ،متاسفانه تاریک و مبهم است . نی انبان را باید ساز می شمرد که در عین حال که شکل و شمایلی از پوست حیوانات دارد اما صدایی بس زیبا دارد.
    این ساز در اکثر کشورهای جهان مورد استفاده قرارمی گیرد اما آنچه که در این باره از اهمیت بسیاری برخوردار است ،تاریخ نی انبان است .
    دلایل مختلفی رادر تاریخ مبهم نی انبان ذکر می کنند از جمله اینکه این ساز یک سازی بوده که در روستاها مورد استفاده قرارمی گرفته و روستا زاده ها نیزاز آن استفاده می کردند به عبارت دیگر در نزد اشراف زاده ها کاربردی نداشته . و نیز از آنجا که جنس این ساز از پوست حیوانات مختلف و از چوب ساخته شده است ،در گذر زمان به دلیل جنس آن و در معرض عوامل طبیعی از بین رفته است وگردو غبار بی توجهی آن را پوشانده و کسی در این باره چیزی ننوشته است.
    این سازقدمتی بسیارکهن دارد لکن در اینکه قدمت و جایگاه اولیه آن کجا بوده است هنوز نمی توان بطور قاطع بیان نمود ولی بر اساس بعضی مطالب منتشر شده می توان گفت این ساز با قدمت هزاران سال قابل توجه برخی محافل و نوازندگان بوده است بعضی بر این باورند که نخست نی یا نای بوده است و بعدها این ساز توسعه یافته و مشک وانبان به آن افزوده شده است.
    یکی از فرضیه ها این است که اصل ساز نی انبان به خاور میانه بر می گردد و بعدها به اروپا برده شده و تکامل یافته است . دراین باره کتاب تاریخ موسیقی آکسفورد از اولین نی انبان یاد می کند که در منطقه «هیتات اسلاب» یافت شده است . تاریخ این نی انبان که به صورت مجسمه است به هزار سال قبل از میلاد میرسد.همچنین در جایی دیگر می خوانیم علیرغم این، آن که در باور عمومی این ساز ، به اسکاتلند یا اسپانیا بر می گردد ولی اولین نسخه این ساز چند قرن قبل ازمیلاد در خاورمیانه پیدا شده است که بسار شبیه سازی بوده که از نی هایی تشکیل و در مشکی که از پوست بز درست شده قرار می گیرد.همانطور که تمدن ها در خاور میانه در سرزمین های مدیترانه بسط یافته اند این مردم همراه با موسیقی ، خودساز را با خود آورده اند. در تورات سخن از نی انبان آورده شده است جایی که در سرآغاز و در فصل سوم گروه «نبوچاد نزار» «‏nebuchad nezzar‏» احتمالاً یک نوازنده نی داشته است . البته این نی انبان ها بدون مشک بوده اند. پس می توان نتیجه گرفت تاریخ نی انبان حداقل به 2500 سال پیش می رسد .
    فرضیه دیگری وجود دارد که تاریخ نی انبان را به قبایل باستان ازجمله سومری ها و چاپلین ها و بابلی ها و آشوری ها یاپارسی ها نسبت می دهند و حتی جایگاه آن را آسیای نزدیک می دانند در این باره ویل دورانت در کتاب خود به نام تاریخ تمدن می نویسد.این بابلیان بوده اند که آلات موسیقی گوناگون از قبیل نای فلزی، سنتور، چنگ و نی مشکی وطبل وبوق ودایره داشته اند شاید به همین دلیل است که احمدی رشیدی در کتاب خود با عنوان سنگستان جلد اول احتمال می دهد که این ساز از سرزمین بین النهرین به بوشهر راه یافته است و نهایتاً مسیر صعودی را طی می کند.‏

    تاریخچه نی انبان

    گفته می شود نی انبان در قرون وسطی در اسپانیا نواخته می شده است . تصاویری از نی انبان در کلیساهای رم و مونساتریس که در قرن 11 کشیده شده و تصاویری از نوازندگان نی انبان در دادگاه شاه«آلفانسواکس اِل سابیو» که تاریخ آن به قرن سیزده بر می گردد. به عنوان مثال نوازندگانی در ترانه های ستایش مریم مقدس یافت می شود. در این تصاویر نوازنده ای دیده می شود که در حال نواختن سازی است با دونی و تصویری از دو نوازنده که در حال نواختن نی انبان هستند.‏
    در سوئد نیز نواختن نی انبان تاریخی طولانی دارد . تصاویری از نی انبان ونوازنده های نی انبان در کلیسا های سوئد وجود دارد که مربوط به قرن 14 میلادی است .
    از میان کشورهای غربی ، ولزی ها از آخرین کشورهایی هستند که با ساز نی انبان آشنا شده اند ولی با وجود اینکه تاریخ نی انبان در این کشور کمتر و جدیدتر از بقیه کشورها است ، لیکن تاریخ مکتوبی که نشان دهنده قدمت این ساز می باشد ، در این کشور وجود ندارد.متاسفانه علیرغم اینکه در اواسط قرن 19 از ولز رخت بر بست هیچ نمونه ای از نی انبان این کشور تا به امروز باقی نمانده است .‏
    در استونی نیز چون دیگرکشورها علیرغم تغیر موسیقی در یک دوره خاص هیچ گونه تحقیقاتی بر آن انجام نشده است و تاریخ حضور نی انبان در این کشور نیز مشخص نیست ، شاید منشاء ورود این ساز آلمانها باشند ولی با توجه به نفوذ موسیقی سوئد یر موسیقی این منطقه این احتمال وجود دارد که این ساز از سوئد وارد این کشور شده باشد.اطلاعات اولیه درباره نی انبان در شهرهای استونی به قرن 15 و اوایل قرن 16 برمی گردد.
    در سال 1484 میلادی در شهر ادینبورگ چندین نوازنده گرد هم جمع آمدند به گونه ای که اسم آن شهر را شهر نوازندگان نامیدند. بعد از آن شهرهای مختلفی مایل به دعوت از نوازندگان از نواحی مختلف شدند.
    پس از قرن اول ردپای نی انبان سنتی از هند و اسپانیا و از فرانسه تا مصر می بینیم علیرغم اینکه نی انبان بندرت تا اواخر دوره های میانه تصویرگری شد.
    به هر حال مشخص نیست که اولین مشک چه موقع و در کجا به ذهن انسان خطور کرد ولی قدیمی ترین آن در موزه «اشتات لیشه» برلین نگهداری می شود. به نظر می رسد که به عنوان نخستین تصویر از هر نوع نی انبان می تواند باشد که احتمالاً به دوران به جا مانده از قرن اول قبل از میلاد مسیح بر می گردد.

    تفاوت نی انبان و نی جفتی در موسیقی بوشهر

    در شکل ظاهری و صدای نی انبان و نی جفتی تفاوت هایی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم:‏
    ‏1? نی انبان برای ذخیره ی هوا، مَشک (مخزن هوا) دارد ولی نی جفتی بدون مَشک می باشد.‏
    ‏2? در نی انبان یک جفت نی درون غلاف چوبی گذاشته می شود و فضای اطراف نی را با موم پُر کرده تا هوای اضافی از اطراف نی ها خارج نشود ولی در نی جفتی غلاف چوبی بکار برده نمی شود فقط یک جفت پیکک همصدا و دو نی بوسیله ی موم به همدیگر به صورت موازی به همدیگر چسبیده می شود.
    3? در نی جفتی بین پایین ترین سوراخ و نودونی یا ناودانی (همان تراش پایین نی) جهت زنگ صدای ساز موم عسل به صورت پُشته مانند ریخته می شود که در دسته ی نی انبان در همان قسمت یعنی بالای ناودانی این تل موم لازم نیست.‏
    ‏4? در نی انبان پیککی که استفاده می شود، تراش آن از پایین به بالا است و به اصطلاح پیکک عربی می گویند ولی پیککی که در نی جفتی به کار برده می شود، تراش آن برعکس پیکک نی انبان می باشد و تراش آن از بالا به پایین است و به اصطلاح به آن پیکک عجمی می گویند.
    5? پیککی که در نی انبان استفاده می شود از جنس نی فارس (فارسی) می باشد ولی پیکک مورد استفاده در نی جفتی از جنس نی هندی می باشد که البته امروزه به خاطر کمیاب بودن نی هندی، از نی فارس نیز جهت پیکک نی جفتی استفاده می شود.
    6? پیکک مورد استفاده در نی جفتی باید از جنس نی خشک بوده و پس از تراش آن، در آب یا چای خیسانده می شود تا صدای نرم و لطیفی از آن خارج شود ولی پیکک مورد استفاده در نی انبان باید از جنس نی نیمه خشک باشد و پس از تراش آن در روغن سرخ می شود تا رطوبت آن از این طریق خارج شود و صدای خوبی دهد.‏
    ‏7? در نی جفتی پیکک آن چون از جنس نی خشک می باشد، اگر قبل از نواختن خیس شود یا در دهان نوازنده به آن مقداری رطوبت برسد، صدای بهتری می دهد ولی در نی انبان چون از جنس نی تَر بوده و بوسیله ی سرخ کردن در روغن رطوبت آن گرفته، اگر به آن رطوبت برسد، از زنگ صدای آن کاسته می شود و امکان از کوک خارج شدن آنها زیاد می باشد.
    8? صدای نی جفتی معمولاً بَم (باس) می باشد یعنی پایین ترین سوراخ در نی جفتی صدای بین «‏re‏ تا‏fa‏ » می دهد ولی صدای نی انبان معمولاً تیز (زیر) می باشد یعنی پایین ترین سوراخ در نی انبان صدای بین «‏sol‏ تا‏si‏ » می دهد که البته نی انبان از نوع بم (باس) نیز امروزه متداول شده.
    9? در نی انبان، وجود مشک به نوازنده کمک می کند تا نوازنده به مدت طولانی و به راحتی نوازندگی کند. ولی در نی جفتی نوازنده باید هوا را در دهان خود جمع کند و فبل از اینکه دهان نوازنده خالی از هوا شود،
    بدون اینکه صدای ساز قطع شود از راه بینی نفس گیری نموده و نوازندگی کند.
    10? در نی جفتی به دلیل اینکه پیکک آن با هوا تماس مستقیم دارد، گاهی اوقات از کوک خارج می شوند و معمولاً قبل از نواختن باید کوک شوند ولی در نی انبان، چون پیکک در انبان محفوظ می باشد و با هوای بیرون تماس ندارد، از کوک خارج نمی شود و اگر هم خارج شود، خیلی کم و به ندرت این اتفاق می افتد.‏
    ‏11? در نی جفتی جنس خود نی که روی آن سوراخ تعبیه می شود، باید حتماً از جنس هندی باشد ولی در نی انبان نی فارس نیز استفاده می شود.
    12? در نی جفتی ناودانی یا تراش پایین نی برای ارتعاش صدا لازم است ولی در نی انیان وجود و عدم وجود نودونی (ناودانی) ممکن است و در نوازندگی نی انبان یک نوع تکنیک استفاده می شود که در این تکنیک نی انبان باید فاقد نودونی باشد.



    نوشته شده توسط Lمهرداد 90/12/14:: 11:29 صبح     |     () نظر